|
قصدم فقط جسارت به شماست......... مثل من مثل تقلای مگسی در پی بیرون رفتن از پنجره است
| ||
|
الاغ ! آدم چیزی رو که بالا آورده دیگه نمی خوره !
(تسویه حساب -تهمینه میلانی) بدون شعرم این روزها دستهایم خالی ترین قسمت روی زمین است
پنجره ي كوچكي سقف چكه ميكند درختي در راهرو! و بادي از آن سوي اقيانوس. ميان برهنگي ِ ني هاي خاموش كفشهايم را پيش و پس مي اندازم درختي از راه ميرسد كلاغي خبري سنگي! و تويي كه ني ها را تكان ميدهي
دوستان با خبر باشین که وبلاگ معاصر خوانی به همت مهدی آخرتی راه افتاد دومین نشست معاصر خوانی
جلسه ی تخصصی نقد شعر (مهدی آخرتی) از شنبه 9 / 2/ 91 برگزار می شود (این جلسه ویژه ی آقایان می باشد) مکان : مشهد - سه راه کاشانی - کتابخانه ی فردوسی زمان : شنبه 5تا 6.30 --- چهارشنبه 3 تا 4.30
[ سه شنبه پنجم اردیبهشت 1391 ] [ سپهر مهراد ]
سلام دوستان سال جدیدتون توام با آزادی باشه و سرشار از موفقیت
این روزها خیلی خسته ام خسته تر از اونی که فکرشو تصور کنی چقدر بده دونستن و چقدر تلخه فهمیدن و خاموش موندن سال داره عوض میشه ولی واسه ی من اتفاق خاصی نمیوفته دلم پژمرده تر از این حرفهاست
مرا تنهای تنها آفریدند جدا از خلق دنیا آفریدند مرا در یک شب تاریک تردید میان یاس وغمها آفریدند ( سپهر )
چه شبها رفت ومن ماندم به امید که شاید آشنایی آید از دور ولی هر روزتنها تر به افسوس نهادم آرزو را در دل گور (نصرت)
کوچه های این دهکده همیشه امن وامان است و چماق حاکم در خواب... که دیگر حتی یک نفر ـ زنده نیست که سکوت خواب را بشکند و برگهای خزانی را به خش خش وا دارد خنده دار است!!
دلم گرفته از خیلی آ
برای دوستم مهدی سهراب و تفکراتِ..... تو را نجات دادم!
نیامدی و نخواهی آمد! اینجا غربت از من لبریز میشود من همیشه به تو فکر میکنم و چای مینوشم کنار خانواده ای که ندارمشان تو را نجات دادم تو را که شبیه من یا مادرت بودی من وازکتومی کردم! میروم که برای مزرعه ام کمپوت آلو پوست کنم ! و زن را آبستن! [ سه شنبه یکم فروردین 1391 ] [ سپهر مهراد ]
سوئیچ رو میچرخونی ماشین با نیش استارت روشن میشه تِ ر تِ ر تِ ر تِ ر تِ رتِ رتِ ر آماده میشی تا بری سرنوشتتو تغییر بدی و مسیر آیندتو مشخص کنی اما تِ ر میزنی. (زنده باد سگهای بی منطق ـ سپهر مهراد) مشهد رو با تمام غربتش بغل میکنم و به زادگاهم لعنت میفرستم که غم غربت رو به یاد من آوُرد، باورم نمیشه که تو تهران احساس غربت داشت منو خفه میکرد و اینجا چه قدر خوب است (مشهد)
و اما شعر.................... شهر خاموش شهريست در خموشي و ديوارهاي شهر گشتند تكيه گاه من هرزه گرد مست با خويشتن به زمزمه ام اين حديث را : يا هست آنچه نيست ، و يا نيست آنچه هست ! داغم به لب ز بوسه يك زن كه شامگاه ، زخمي نهاد بر دلم و آشنا شديم با يك گناه عهد ببستيم و او مرا ، نشناخت كيستم ! سپس از هم جدا شديم! شهريست در خموشي و پرهاي يك كلاغ بر پشت بام كلبه ي متروك، ريخته يخ بسته است گربه، سر ناودان كج ، مردي به راه مرده و مردي گريخته . شهریور ۳۲ ـ تهران (نصرت رحمانی)
دوست خوبم پری غلامی زحمت کشیده و یکی از کارهای نصرت رحمانی(میعاد در لجن) رو توی بلاگش گذاشته از نصرت دوستان عزیز و اونایی هم که نصرت رحمانی رو هم نمیشناسن دعوت میکنم تشریف ببرن بازدید کنن و نظرشون رو راجع به کار نصرت بگن و سوالهای ایجاد شده رو با تامل جواب بدن بیایید به صرف یک قهوه ی تلخ که صرف نشدنیست جایی که دیوانگی جواز نمیخواهد و آدرس جدید وبلاگ دکتر موسوی [ پنجشنبه یازدهم اسفند 1390 ] [ سپهر مهراد ]
انتقال...
گلدانها ترسيدند وقتي خبر از باغچه بود ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ كودكي...
من بزرگ ميشوم و سالهاي عمر من. تا جزيره هاي پوچ پريشاني صخره هاي هلاكت و گرداب مرگ در اين راههاي گيج ِ سردر گم دور ميشوم از معصوميت ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ تغيير...
كالبد تنهايي ام را آويزان جا رختي ميكنم بايد كه پوست بياندازم ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شير يا روباه...
دستم را رها کن
[ پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 ] [ سپهر مهراد ]
شخصی فروخت جسم مرا در حراج پست اجبار می کنید ببوسم؟چگونه؟مست؟ اجبار می کنید که باشم شبیه تان یک برده ایی که فاحشه ایی شب نشین شده ست؟ اجبار می کنید که سرقت کنم شبی شلوار های تا زده ی منتظر به دست؟ اجبار می کنید هم آغوشتان شوم؟ لب روی سینه می پرد اما هوس نشست هی دست روی سینه و اندام و... آب گند از شاخه ایی که پاک ترین هاله را شکست ــ ــ افتاد و حرف. نه نزن این کار آخر است بگذار تا تمام شود هر چه بود و هست(!) *** تو همچنان شبیه خودت یک فرشته ایی هر چند بال های تنت تکه پاره است ش:؟؟؟؟؟؟؟؟ [ جمعه شانزدهم دی 1390 ] [ سپهر مهراد ]
|
||